عطا ملك جوينى

421

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

تأليف شده نقلا از قول كسى كه خود برأى العين كوتم را ديده بوده گويد كه « كوتم يك روز تا دريا مسافت دارد « 1 » » ، پس بنابراين مقدّمات مذكوره آنچه حمد اللّه مستوفى در نزهة القلوب ص 163 گفته كه « كوتم از اقليم چهارم است و در كنار دريا افتاده است و بندرگاه كشتى كه از گورگان [ ظ : گرگان ] و طبرستان و شيروان از آنجا بيرون ميآيد و حاصلى عظيم دارد » بدون شبهه از راه مساهلهء در تعبير است و مقصود وى از « كنار دريا » قطعا قرب جوار دريا بوده نه اتّصال حقيقى بدان ، و همچنين مراد وى از بندرگاه بدون شك معنى اعمّ اين كلمه بوده يعنى شهرى نزديك دريا و مخزن امتعهء تجارتى كه از كشتى بدانجا يا از آنجا بكشتى حمل مىشود ( چنان كه در عرف امروزه گويند كه رشت بندرگاه گيلان است ) نه بندر بمعنى اخصّ يعنى شهرى كه بر ساحل حقيقى دريا واقع باشد ، از قرن نهم ببعد گويا املاى « كوتم » بكلّى مهجور و املاى « كوهدم » يا « كهدم » بجاى آن معمول شده است و در عموم مؤلّفات اين سه چهار قرن اخير كه بمناسبتى از مناسبات ذكرى از اين موضع نموده‌اند نام اين ناحيه دائما الا ما شذّ و ندر « 2 » بيكى از دو صورت مذكور نگاشته شده است ، رجوع شود از جمله بتاريخ گيلان تأليف علىّ بن شمس الدّين معروف بتاريخ خانى طبع درن ( رجوع بفهرست آن ) ، و تاريخ گيلان از سيّد ظهير الدّين مرعشى طبع رابينو ( بسيار مكرّر ) ، و تاريخ عالم‌آراى عبّاسى ( كذلك ) ، و سفرنامهء حجّ حاج فرهاد ميرزا معتمد الدّوله طبع طهران ص 6 و 326 ، و

--> ( 1 ) « كوتم بضمّ الكاف و واو ساكنة ثمّ تاء مثنّاة فوقيّة مضمومة ثمّ ميم فى الآخر قال من رآها و كوتم مدينة لها بساتين و هى ناقلة عن البحر مسيرة يوم و قال فى العزيزى كوتم مدينة كبيرة للجيل » ( تقويم البلدان ص 328 - 329 ) ، ( 2 ) مثل سفرنامهء مؤلّف طرايق الحقايق مطبوع در آخر آنكتاب 3 : 283 كه در اينجا نام اين موضع به طرز قديم « كوتم » مكتوب است ،